ناصر خسرو
1
زاد المسافر ( فارسى )
[ ديباچه ] ( بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ) سپاس مر خداى را كه آفريدگار جواهر پنهان و پيداست « 1 » ، و بدانچه « 2 » باشانندهء « 3 » مكان و زمان است برتر از گه « 4 » و كجاست ، و بدانچه بخشايندهء « 5 » حواس ماست رواست اگر گوييم كه شنوا و بيناست ، و « 6 » فرمان مر او راست و طاعت و انقياد بر ماست . و درود او « 7 » بر پيغامبر حق كه سيّد الانبياست ، خداوند خوى « 8 » نيك و قول راست ، محمّد « 9 » قرشى كز خلق مصطفاست و مر شرف و « 10 » نبالت را غايت و منتهاست ، و بر على بن ابى طالب كه به شرف و صيانت او سيّد الاوصياست و بر امامان حق از فرزندان ايشان ، تا خلا و ملاست و تا زمين و سماست . « 11 »
--> ( 1 ) . A : پيدا و پنهان است . ( 2 ) . B : - بدانچه . ( 3 ) . A : باشاينده ؛ CB : دارنده . / تا آنجا كه نگارنده مىداند ، واژهء « باشاينده - باشاننده » تنها در دو اثر ناصر خسرو ( زاد المسافر ، ص 1 و 103 ؛ گشايش و رهايش ، ص 46 ) به كار رفته و شاهد مثال ديگرى براى آن در دست نيست ، به گونهاى كه بهار در سبكشناسى ( ج 2 ، ص 154 ، پانوشت 2 ) اين واژه را از اختراعات ناصر خسرو دانسته است . اين واژه براى بسيارى از نسخهبرداران نامفهوم بوده و برخى از كاتبان از اساس آن را تغيير دادهاند ( همانند ضبط نسخههاى B و C در متن بالا ) . امّا هر آنجا كه شكل ظاهرى اين واژه محفوظ داشته شده - تا آنجا كه در نسخههاى خطى و چاپى دو اثر پيشگفته جستجو كردهام - به صورت « باشاننده » ضبط گرديده است . اگر چه « باشاننده » - به قياس آنكه صفت فاعلى فعل متعدّى « باشانيدن » است - صحيحتر مىنمايد ، امّا از ضبط منحصر نسخهء A ( باشاينده ) نيز بوى اصالت به مشام مىرسد ، به ويژه آنكه - به سياق ديباچهء مسجّع كتاب - در هم آوايى با واژهء « بخشاينده » است . / ( 4 ) . C : كئى . ( 5 ) . CB : بخشنده . ( 6 ) . CB : - و . ( 7 ) . B : - او . ( 8 ) . B : خرد . ( 9 ) . B : + صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . ( 10 ) . C : - و . ( 11 ) . B : - قرشى . . . سماست .